از دختره پرسیدم چیکار میکنی ؟
گفت:
Azizam man kardaniam
مارو میگی ؟چشا از حدقه زد بیرون،گفتم به به یه بار هم شانس بهمون رو آورد
گفتم خوب پس اگه کردنی هستی قرار بذار ببینیم همدیگرو
بعد مکثی طولانی نوشت :
Avazi kaardani yni daram kaardani mikhunam bi shour :l
هنوز نفهمیدم چرا بلاکم کرد . |:
نظرات شما عزیزان:
|