اکبــــــر میخواست تو سیرک استخدام شه
بهش میگن: چه کاری بلدی ؟
میگه: می توونم ادای کلاغ دربیارم
میگن : نه این کارو همه بلدن تو استخدام نمیشی
.
.
.
.
.
.
اکبــــر با ناراحتی در حالیکه قار قار میکرد پرواز کنان از سیرک دور شد و در آسمان محو شد!
نظرات شما عزیزان:
|