دوستم تعریف میکرد
زنگ زدم به دوست دخترم , تا تلفن رو برداشت قطع کردم , اومدم جلو آینه باز کل حرفایی که آماده کرده بودم رو یه بار به خودم گفتم , اومدم تکرار گوشیو زدم , تا گوشیو ورداشت گفتم: ببین عزیزم , من امشب مامان بابام میرن مسافرت , یا شب میای اینجا , یا دیگه نه زنگ میزنی نه اس ام اس میدی و کات.. عادت م...... و این حرفام حالیم نمیشه , منتظرم امشب تو بغل هم دیگه باشیم , خدافظ... یهو دیدم بابام از اونور خط میگه: قط نکن شازده, اول از مامانت بپرس الان زنگ زده بود گفت تاید بگیرم, پودر ماشینی بگیرم یا دستی..؟ بعدم برو ساکتو جم کن , توام با ما میای.. در ضمن خاک تو سرت کنن واسه 5 تومن شارژ از تلفنه خونه زنگ زدی ؟
نظرات شما عزیزان:
|